پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
مصاحبه با عامل جنایت فجیع پل مدیریت (+ عکس)
نوشته شده در دوشنبه 20 تیر 1390
بازدید : 346
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

عامل قتل جنجالی دختر دانشجو در پل مدیریت تهران پرده از جزئیات انتقامجویی در عشق یک‌طرفه برداشت.

به گزارش وطن امروز، این پسر جوان در برابر دیدگان زنان و مردان زیادی بی‌رحمانه به سمت دختر وحشت‌زده حمله کرد و این در حالی بود که موبایل‌ها تصاویر این جنایت را ضبط می‌کردند.ساعت 14:30 بعدازظهر 15 تیرماه سال‌جاری رهگذران در پل مدیریت صحنه هولناکی را دیدند که هیچ‌کدام آن را باور نداشتند.

مرد جوانی با پوشاندن صورتش به 2 دختر جوان حمله کرده و آنان را هدف ضربات چاقو قرار ‌داد تا اینکه روی شکمش نشست و پشت سر هم چاقو را به پهلو و گردنش وارد کرد.رهگذران که وحشت کرده بودند همزمان با خاموش شدن ناله‌های دختر جوان وقتی دیدند مرد نقابدار می‌خواهد از روی پل مکانیزه عابرپیاده فرار کند به سمت وی حمله کردند.

قاتل با دستان خون‌آلود سعی داشت خود را به موتوسیکلتی در پایین پل برساند اما در حلقه رهگذران خشمگین گرفتار شد و با عربده‌کشی و حرکات ترسناک به سمت آنان رفت تا بتواند محاصره را بشکند.

در همین کش و قوس بود که قاتل سنگدل از ناحیه دست راست زخمی شد و چاره‌ای جز تسلیم ندید.

15 دقیقه طول نکشیده بود که خودروی پلیس از کلانتری 145 ونک و اورژانس خود را به پل مدیریت رساندند و مرد نقابدار را که دیگر پارچه‌ای به صورت نداشت و وحشت‌زده همچنان برای فرار تقلا می‌کرد را تحویل گرفتند.تحقیقات میدانی نشان داد که دختری به نام «مهسا» (24 ساله) با وجود رسیدن امدادگران اورژانس به صحنه جنایت از پای درآمده است و مرضیه که دوست وی بود با زخمی شدن هر دو دست دچار خونریزی شدید شده که به بیمارستان انتقال یافت.

تصویربرداری از جنایت

مردی جوان که هنوز باور ندارد چنین صحنه‌ جنایتی را دیده باشد در تحقیقات به ماموران گفت: «منتظر تاکسی بودم که دیدم یک پسر به 2 دختر حمله کرده است؛ او صورتش را پوشانده بود. ابتدا تصور نمی‌کردم یک جنایت در حال رخ دادن است وقتی دیدم بی‌رحمانه چاقو در دست گرفته و آن 2 دختر را هدف قرار می‌دهد به همراه عده‌ای از رهگذران به هواخواهی 2 دختر رفتیم، آن دختران فریاد می‌زدند و کمک می‌خواستند و چند رهگذر از صحنه قتل فیلمبرداری می‌کردند. ما به سمت این پسر که روی شکم یکی از دختران نشسته بود و ضربه می‌زد، رفتیم. بلند شد و به سمت ما حمله کرد تا فرار کند اما نتوانست و او را گرفتیم».

تحقیقات جنایی

با وارد عمل شدن بازپرس رسولی از دادسرای امور جنایی تهران، وی دستور داد تیمی از اداره ویژه قتل پلیس آگاهی به تجسس‌های ویژه برای پرده برداشتن از انگیزه عامل جنایت دست بزنند.

کارآگاهان ابتدا سراغ «مرضیه» رفتند، وی که پس از پانسمان زخم‌های دستانش از بیمارستان ترخیص شده بود، گفت: بعداز اینکه از دانشگاه خارج شدیم روی پل مدیریت منتظر خودرو بودیم که ناگهان مرد نقابداری که صورتش را با پارچه پوشانده بود به سمت ما حمله کرد. او با من کاری نداشت و مهسا را هدف قرار داد و وقتی به هواخواهی‌اش رفتم مهاجم که الان شنیده‌ام هم دانشگاهی‌‌ام است با چاقو به سمت من آمد و ضرباتی به دستانم زد که به عقب پرتاب شده و روی زمین افتادم. سپس به سمت مهسا برگشت او را روی زمین انداخت و روی شکمش نشست، وحشیانه ضربه می‌زد باور نمی‌کنم وی همان پسری باشد که می‌گفت مهسا را دوست دارد.

اعتراف به جنایت عشقی

قاتل پسری دانشجو به نام «کوشا» است که ترم 4 رشته ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی است و با مهسا همکلاسی است. این پسر در بازجویی‌‌ها گفت: از روزی‌ که وارد دانشگاه شدم به مهسا علاقه‌مند شدم. او به من بی‌محلی می‌کرد و گاهی مسخره‌ام می‌کرد، کینه بدی از وی به دل گرفتم تا اینکه چند روز پیش تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم، می‌خواستم انتقام بگیرم، وقتی دانشگاه تعطیل شد با موتور آنها را تعقیب کردم، صورتم را پوشاندم تا کسی مرا شناسایی نکند و بعد از قتل می‌خواستم فرار کنم که دستگیر شدم.

گفت‌وگو با عامل قتل جنجالی

چهره‌اش شکسته و ناراحت است، باور نمی‌کنی این پسر جوان بتواند جنایتی رقم بزند که فیلم آن وحشت به جان هر تماشاچی‌ای بیندازد.

کوشا! چند سال داری؟

22 ساله‌ام و از 4 سال پیش به تهران آمده‌ام.

پس بچه تهران نیستی؟

خیر، من اهل کرمانشاه هستم، 4 سال پیش در رشته ادبیات فارسی دانشگاه طباطبایی تهران قبول شدم و از شهرمان به اینجا آمدم.

کجای تهران خانه داری؟

در کرج یک خانه مجردی گرفته‌ام و در آنجا زندگی می‌کنم.

با مهسا دوست بودی؟

 اصلا، من از همان روزهای نخست دانشگاه مهسا را دیدم و از او خوشم آمد. هربار جلو رفتم قاطعانه «نه» گفت و صددرصد مرا طرد کرد.

یعنی هیچ‌گاه به تو ابراز علاقه نکرد؟

هیچ‌گاه و این یک آرزو بود که تا بالای طناب دار با خودم همراه خواهم داشت.

چرا اینقدر سماجت؟ مگر نمی‌توانستی دختر دیگری را انتخاب کنی؟

مهسا همه ذهن و وجودم را تسخیر کرده بود در حالی که از 2 سال پیش فهمیدم این دختری نیست که همسرم شود اما «نه» گفتن او برایم کابوس شده بود و کینه به دل داشتم.

در این مدت دختر دیگری را مدنظر قرار ندادی؟

ببینید وضع خانوادگی من طوری است که شاید به هر دختری که حتی از لحاظ قیافه و کلاس بالاتر از مهسا بود، پیشنهاد می‌دادم جواب مثبت می‌گرفتم اما من به مهسا علاقه‌مند بودم.

ویژگی خاصی داشت؟

هیچ ویژگی ممتازی نداشت اما وقتی کسی عاشق می‌شود نمی‌بیند که طرف مقابل چه ویژگی‌ای دارد یا ایرادی ندارد و... همه فکر و ذهنم متعلق به مهسا بود.

«مهسا»‌را با چه کسی دیده بودی که او را کشتی؟

این دختر بسیار پاک بود و با هیچ‌‌کس او را ندیدم اما تحمل شنیدن جواب «نه» را نداشتم.

خودت خواهر داری؟

 بله، خواهرم 4 سال از من بزرگ‌تر است و یک برادر دیگر نیز دارم.

اگر خواهرت در شرایط «مهسا» بود آیا حق انتخاب داشت؟

بله، حق انتخاب را من رد نمی‌کنم.

پس چرا او را کشتی؟

گفتم که ذهنم آرام نمی‌گرفت و احساس می‌کردم به عشق پاکم بی‌اعتنایی شده است.

گفتی شرایط خانوادگی‌ات ایده‌آل بود؟!

بله، پدر و مادرم تحصیلکرده‌اند، پدرم فوق‌لیسانس و کارمند بازنشسته دانشگاه است و مادرم نیز بازنشسته شده است، خانواده‌‌ای آرام داریم که من آن را به آشوب کشاندم.

از کی تصمیم به قتل گرفتی؟

مدت‌ها می‌شد که می‌خواستم به مهسا لطمه بزنم، به‌خاطر همین موتوری امانت گرفتم تا نقشه‌ام را انجام دهم، صبح در دانشگاه باز سراغ «مرضیه» رفتم و خواستم «مهسا» را راضی کند تا با من ازدواج کند اما انگار به «مهسا» حرفی نزده بود.
بعدازظهر که شد دنبالشان رفتم و چیزی شد که نباید می‌شد!

با این سنگدلی؟

دست خودم نبود، می‌خواستم زود تمام شود تا فرار کنم.

اگر فرار می‌کردی؟

چون چهره‌ام را پوشانده بودم مطمئنا کسی متوجه نمی‌شد فردا سر کلاس می‌رفتم و بعد هم در مراسم عزاداری‌اش خیلی گریه می‌کردم.

عذاب وجدان چی؟

تا بعد از قتل به آن فکر نکرده بودم اما از همان لحظات نخست دستگیری تا الان عذاب وجدان راحتم نمی‌گذارد، مهسا بی‌گناه کشته شد و من 2 شب است که کابوس می‌بینم، مرگ حق من است.

فکر می‌کنی«مهسا» تا آخرین لحظه عمرش تو را شناخت؟!

او چهره‌ام را ندید و مطمئنا نمی‌دانست قاتل کیست و چرا کشته شده، خیلی ناراحتم.

می‌دانی فیلم جنایت تو در اینترنت و تلویزیون پخش شده؟

شنیده‌ام، خیلی ناراحتم؛ هم برای خانواده مهسا و هم برای خانواده خودم.




حسین پاكدل سكته قلبی كرد + عکس
نوشته شده در یکشنبه 19 تیر 1390
بازدید : 463
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf


حسین پاكدلحسین پاكدل به دلیل سكته قلبی به بیمارستان منتقل و در بخش CCU بستری شده است.

مسعود پاكدل، عكاس و برادر حسین پاكدل در گفت‌وگو با ایلنا با اعلام این مطلب افزود: شب گذشته پنج شنبه 16 تیر ماه حسین پاكدل در منزل خود در كرج در حال استراحت بود كه ناگهان حال وی نامساعد شد بعد از انتقال به بیمارستانی در كرج مشخص شد كه وی سكته قلبی كرده است.

وی ادامه داد: با پیگیری‌های صورت گرفته و تلاش تیم پزشكی به حمدالله خطر رفع شده حال وی مساعد است و هم‌اكنون در بخش CCU بیمارستان بستری است و هوشیاری كامل دارد و می‌تواند تكلم كند، اما ملاقات با وی ممنوع است.

حسین پاكدل هنرمند 52 ساله تئاتر، سینما و مجری با سابقه تلویزیون است كه آخرین نمایش وی به نام حضرت والا در تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفته بود و هم اكنون نیز در حال آماده‌سازی متنی نمایشی برای اجرا در فصل پاییز است.




آیت الله بهجت در حرم مطهر حضرت عبدالعظیم (ع)
نوشته شده در یکشنبه 19 تیر 1390
بازدید : 420
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

آیت الله بهجت در حرم مطهر حضرت عبدالعظیم (ع)




برخوردمرگبارتریلی باپل هوایی +عکس
نوشته شده در یکشنبه 19 تیر 1390
بازدید : 433
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

فردا:

صبح امروز یك دستگاه خودرو تریلی كه در مسیر بزرگراه شهید همت مشهد در حركت بود بدون اینکه راننده خودرو متوجه شود ، در نزدیكی پل فجر قسمت بار آن بلند شد و با یك پل عابر پیاده برخورد كرد.

بر اثر برخورد قسمت بار با پل عابر پیاده،اسب خودرو جدا شده و در 200 متر جلوتر متوقف شد،این درحالی است كه در همان لحظه شش نفر عابر در حال عبور از پل بودند که بر اثر سقوط از پل دو نفر آنان جان خود را از دست داده و چهار نفر نیز مجروح شده اند كه در بیمارستان بستری هستند و مداوا روی آنها ادامه دارد.

 

 




عکسهای دیدنی روز 20 تیر 1390
نوشته شده در یکشنبه 19 تیر 1390
بازدید : 668
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf



پیامک های عاشقانه جدید
نوشته شده در یکشنبه 19 تیر 1390
بازدید : 1406
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

پیامك های زیبا و عشقی


کابوس نبودی که رهایت بکنم / از خاطره عشق جدایت بکنم

آنقدر عزیزی که دلم می خواهد / هر چیز که دارم فدایت بکنم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ای کاش نگاه خسته را خوابی بود / یا در شب بی ستاره مهتابی بود

ما مثل دو کاج دور از هم هستیم / ای کاش که بین من و تو تابی بود

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

می سپارم به نسیم ، بوسه از جنس بلور / دل من تنگ تو باز ، باد در حال عبور

بوی چشمان تو را میرساند به مشام / می دهد آرامش ، به دل نا آرام

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


امشب بازهم پستچی پیر محله ی ما نیومد

یا باید خانه مان را عوض کنم

یا پستچی را !

تو که هر روز برایم نامه می نویسی ، مگه نه . . . ؟

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دور شدم از تو دلم شور زد / ساز دلم نغمه ی ناجور زد
آه از آن چشم که با یک نظر / بال و پرم را گره کور زد !

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هیچ می دانی؟
من دلیل شادی های تو بوده ام نه شریک آن
و شریک غم های تو نه دلیل آن

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آموخته ام اگر کسی یادم نکرد یادش کنم ، شاید او تنهاتر از من باشد !!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

رفیق هر شب و هر روزی دل / غمت تا بوده ، بوده روزی دل
بگردان گوشه ی چشمی و بنگر / چه حالی دارد آتش سوزی دل

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

کاش بودم درختی در میان قلب تو ، تا وجودم ریشه می کرد از محبت های تو

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کاش دهخدا می دانست
دلتنگی ... اشک .... فاصله .... بی وفایی....
تعریفش فقط دو حرف است
"تـــو"

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


چه کرده ای تو با دلم که نبض من صدای توست ؟
چه کرده ای تو با سرم که فکر من هوای توست ؟

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


همه تفاوت ما این است: تو به خاطر نمی آوری ، من از خاطر نمی برم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

واحد اندازه گیریِ فاصله " مــتــر " نیست ؛
" اشـــــــــــتـــیــــاق " است ..
مشتاقش که باشی ، حتی یک قـدم هم فاصله ای دور است .!.

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بوی نفسهای لبت جان و دلم وا می کند / اما نمی دانم چرا امروز و فردا می کند
با بودنت کنار من ، غم های عالم می رود / فکر تو در این قلب من هر لحظه غوغا می کند

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

حسادت نکن! ... این که بعد از تو بغل گرفته ام ...
زانوی غـَم اســت

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


از حساب و کتاب بازار عشق
هیچ گاه سر در نیاوردم !
و هنوز نمی دانم چگونه می شود
هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی
من بدهکارت می شوم ؟

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

تو به احساست بیاموز نفس نکشد
هوای دل ها آلودست اینجا
فاصله یک عشق تا عشق بعدی
یک نخ سیگار است . . . !

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


عشق را با فکر تو معنا کنم / با حضورت قلب خود زیبا کنم
گرچه آبی در دلم جاری نبوده / دشت دل با بارش مهر تو دریا می کنم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

من حسرت دیدار تو دارم به که گویم / از بهر تو من ابر بهارم به که گویم
غیر از تو کسی را به خدا دوست ندارم / از نرگس چشم تو خمارم به که گویم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

به سلامتی هرکس که دلش از یکی خونه!
به سلامتی هرکس که دلش از یکی دوره!
به سلامتی اون کسی که دردامو میدونه!
به سلامتی اون کسی که میدونه ولی همیشه ساکت می مونه!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آیینه های اتاق به شوق در آغوش کشیدن تو قد کشیده اند،حق دارند !
که تصویر من ِ بی تو را هر بار پیرتر از پیش به رُخم می کشند...

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

آهای همیشگی ترینم
تمام فعلهای ماضیم را ببر
چه در گذر باشی چه نباشی
برای من
استمراری خواهی بود
....من هر لحظه تو را صرف میکنم..

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

برایت آرزو میکنم بهترین هایی را که هیچ کس برایم آرزو نکرد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خندیدن، خوب است . قهقهه، عالی است
گریستن، آدم را آرام می کند
اما...
لعنت بر بغض

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

چو کَس با زبان دلم آشنا نیست / چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر / که از یاد یاران فراموش باشم

 



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


چیزیم نیست خرد و خمیرم فقط همین / کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین
از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز / در عمق چشمهای تو گیرم فقط همین

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی
اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد
و برگه ی دوستت دارم را زیر برف پاکن دلت خواهد گذاشت !




زنی که برهنه در تمام خیابان های شهر چرخید !!
نوشته شده در یکشنبه 19 تیر 1390
بازدید : 439
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf
گودیوا همسر دوک کاونتری انگلیس زنی خیلی محبوب و محترم بود. وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود را مشاهده کرد ، اصرار زیادی کرد به شوهرش که مالیات رو کم کنه ولی شوهرش از این کار سرباز می زد.
 
بالاخره شوهرش یه شرط گذاشت، گفت اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی من مالیات رو کم می کنم.

گودیوا قبول می کنه، خبرش در شهر می پیچد، گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه ی پوشش بدنش موهای ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید، ولی مردم شهر به احترامش اون روز، هیچکدوم از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجره ها رو هم بستند.

در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی داره و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است....



بازدید : 227
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

این آمریکایی ۵۹ ساله گفته است: من با ماشینم ازدواج کردم و با آن رابطه جنسی دارم!

بعد از ترویج و گسترده شدن روابط شوم و غیراخلاقی همجنسگرایی و ازدواج با حیوانات در کشورهای غربی و به ظاهر متمدن و تبدیل به قانون شدن آن در برخی کشورها، حال آمریکایی ها هوس ازدواج با جامدات را در سر می پرورانند.

پس از اینکه چندی پیش یک زن آمریکایی از ازدواج خود با برج ایفل در پاریس خبر داد، این بار نوبت به ازدواج یک مرد آمریکایی با خودروی شخصی اش شده است.

"ادوارد اسمیث" یک آمریکایی ۵۹ ساله در اقدامی عجیب عاشق خودروی شخصی اش شد و اعلام کرد: من با ماشینم ازدواج کردم و با آن رابطه جنسی دارم!

بنا بر گزارش رسانه های آمریکایی ، این مرد اعلام کرده است که ماشین خود را بیش از زنش دوست دارد.

گفتنی است همسر دوست داشتنی این آمریکایی عجیب یک "فولکس واگن" مدل ۱۹۷۴ می باشد که قرار است رابطه صمیمانه این دو که گفته می شود به دور از هر گونه زندگی انسانی است، در شبکه " نشنال جئوگرافی" پخش شود.

"هلین فیشر " کارشناس روان شناسی در این باره گفت: اخیرا مسئله روابط جنسی افراد با جامدات و از این قبیل وسائل در آمریکا بسیار رایج شده که یکی از نادرترین بیماریهای روانی و مشکلات جنسی می باشد.

لازم به ذکر است که اخیرا یک زن آمریکایی نیز اظهار داشته است که با دیوار برلین رابطه عاشقانه دارد و احساس می کند که این دیوار نیاز شدیدی به رفتارهای رومانتیک دارد!




بازدید : 2214
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf
عکس هایی خنده دار از مدرن ترین آرایشگاه جهان

عکس هایی خنده دار از مدرن ترین آرایشگاه جهان / www.irannaz.com

عکس هایی خنده دار از مدرن ترین آرایشگاه جهان / www.irannaz.com

عکس هایی خنده دار از مدرن ترین آرایشگاه جهان / www.irannaz.com

عکس هایی خنده دار از مدرن ترین آرایشگاه جهان / www.irannaz.com

عکس هایی خنده دار از مدرن ترین آرایشگاه جهان / www.irannaz.com

عکس هایی خنده دار از مدرن ترین آرایشگاه جهان / www.irannaz.com

عکس هایی خنده دار از مدرن ترین آرایشگاه جهان / www.irannaz.com

عکس هایی خنده دار از مدرن ترین آرایشگاه جهان / www.irannaz.com




عکس های جالب و دیدنی یکشنبه 19 تیر 1390
نوشته شده در یکشنبه 19 تیر 1390
بازدید : 647
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf
تعداد نمایش ۹۵ بار



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران