پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
پ ن پ های جدید / خرداد ۹۱
نوشته شده در چهارشنبه 10 خرداد 1391
بازدید : 517
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

به مامانم میگم من میرم کارواش،
میگه ماشینم میبری؟
میگم پ نه پ دارم میرم اونجا دوش بگیرم …

رفتم تو کوچه دارم ماشین می شورم همسایه مون اومده میگه ااا ماشین می شوری
پ نه پ حوصله ام سر رفته دارم با ماشینم آب بازی می کنم!!

با گل رفتم بیمارستان
نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین
گفتم پ نه پ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات… …

داشتم تلویزیون میدیدم
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
پ نه پ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!!! …

به راننده تاکسیه میگم مرسی نگه دارید. می گه پیاده میشی؟؟ پ نه پ می خوام ببینم لنت و ترمزت سالمه؟

رفتم مرکز اهدای خون دختره بهم میگه اومدین خون بدین؟ گفتم پ نه پ خوناشامم اومدم یه ۴ لیتری خون بگیرم شب دور هم با بچه ها شب نشینی داریم

رفتم داروخونه، میگم باند دارین؟ میگه واسه زخم؟ پ نه پ بانده فرودگاه حیاط خونمون خراب شده، بابام همینجور داره با هواپیماش دوره خونه میچرخه.!!
جلو توالت عمومی…آقا ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین.؟ پ نه پ ما سوسکیم اومدیم نهار

آقا کامپیوتره خونه رو آورده واسه ویروس کشی. میگه با نرم افزار ویروس کشی میکنین. پ نه پ میندازیمش تو آب جوش تا پاستوریزه شه ویروساش بمیرن
دوستم میگه: ماشینتو تو روزنامه تبلیغ کردی میخوای بفروشیش؟ پـَـَـه نــه پ معدلش بیست شده ازش قدردانی کردم.

ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم
در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه
با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام
به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!! ـ

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم
ساعت ۸ صبح کلاس داریم. منم خمیازه میکشم و دهنم یه متر باز میشه.
استاد میگه چیه خوابت میاد؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام بخورمت




بازدید : 1181
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf
دانلود کلیک شماره 378 - هفته نامه فناوری اطلاعات روزنامه جام جم

عناوین کلیک هفته نامه فناوری اطلاعات روزنامه جام جم:
- کتاب‌های الکترونیک در انتظار حمایت
- مدیریت راهبردی ایمیل
- افزونه‌هایی برای گوشی‌ها
- تایپ‌كردن را فراموش كنید
- كارتون بسازید
- Galaxy S III و رقبا
- به‌كارگیری منبع‌باز در سازمان‌های بزرگ و دولت‌ها
- خوش‌اقبال‌ها و حذف‌شده‌های دنیای منبع‌باز
- محتوای نامناسب، دلیل مسدودشدن سایت‌ها
- بازی، كشتی‌های به گل نشسته
- بازی، مردگان كاخ‌نشین
- واقعیت‌هایی كه مجازی‌اند
- «فرا»؛ پل ارتباطی فعالان دیجیتالی انقلاب با مسوولان
- نگارش نهایی سیزدهمین نسخه فتوشاپ یعنی CS6 به صورت رسمی ‌ارائه شد
- زبان مادری خود را به اندروید بیاورید
- آخرین سنگر مبارزه پلی‌استیشن ویتا
- ترفند: سطح حرفه‌ای، عدم آشكارسازی رمزها در ویندوز 8
- ترفند: سطح متوسط، بازنشانی تنظیمات در فایرفاكس
- ترفند: سطح حرفه‌ای، نقطه دسترسی بی‌سیم در ویندوز 8
- و ...

 

 

دانلود رايگان با لينک مستقيم - 0.900 مگابايت | لينک كمكي




این دختر را شناسایی کنید ! + عکس
نوشته شده در یکشنبه 17 اردیبهشت 1391
بازدید : 1100
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf
پلیس تهران بزرگ از مردم خواست تا دختر خردسالی را كه مفقود شده را شناسایی كنند.
به گزارش جذاب به نقل از ایسنا با مراجعه فردی به کلانتری 108 نواب در 14 دی ماه سال گذشته ماموران در جریان مفقودشدن دختری 7ساله قرار گرفتند.با تشکیل پرونده مقدماتی و به دستور دادیار شعبه اول دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

پدر فقدانی پس از حضور در اداره یازدهم، در اظهارات خود به کارآگاهان گفت كه چند روز پیش، دختر هفت ساله‌ام به نام «زهرا» از منزل خارج شد و از آن زمان دیگر به منزل مراجعه نکرده است.کارآگاهان در ادامه تحقیقات از پدر فقدانی اطلاع پیدا کردند که زهرا در زمان خروج از منزل، علاوه بر روسری سبز رنگ، لباس قرمز و یک شلوار نارنجی رنگ به تن داشته و با کفش‌های کتانی قرمز نیز از خانه خارج شده است.
 
این دختر را شناسایی کنید ! + عکس www.taknaz.ir

کارآگاهان در ادامه رسیدگی به این پرونده با توجه وضعیت مالی خانواده دخترفقدانی که پدرش کارگر یک شرکت تولیدی است، احتمال هرگونه آدم‌ربایی برای اخاذی را اندک دانسته ضمن آن که در این مدت نیز هیچ‌گونه تماس یا درخواستی در این خصوص با والدین زهرا انجام نگرفته است.

در ادامه تحقیقات کارآگاهان به بررسی احتمال هرگونه تصادف منجر به جرح یا فوت دختری با قد تقریبی 120 سانتیمتر در سطح بیمارستان‌های سطح شهر تهران و همچنین پزشکی قانونی پرداخته اما به نتیجه مشخصی دست پیدا نکردند؛ در ادامه تحقیقات، مشخصات فقدانی به همراه عکس وی در اختیار کلیه مراکز بهزیستی استان قرار داده شد که از این اقدام نیز نتیجه‌ای حاصل نشد.

به گزارش ایسنا، سرهنگ کارآگاه آریا حاجی‌زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، در ادامه اعلام این خبر با اشاره به پیداشدن پسر فقدانی به نام «نادر» در روز پنجشنبه گفت: خبری با موضوع فقدان پسری 10 ساله در روزنامه‌های کثیرالانتشار چاپ شد
 
که خوشبختانه همین اطلاع‌‌رسانی مناسب از سوی اصحاب رسانه و جراید باعث شد تا پسر 10 ساله‌ای که از مورخه 29 بهمن ماه سال گذشته از منزل خارج شده بود، سرانجام از طریق تماس یکی از شهروندان با اداره یکم پلیس آگاهی پیدا و به خانواده خود بازگردانیده شود که جای دارد در همین خصوص از کلیه اصحاب رسانه و همچنین شهروندان عزیز که در این باره احساس مسئولیت کرده و پلیس را یاری رساندند تقدیر و تشکر ویژه بعمل آید.

وی در ادامه با اعلام خبر انتشار تصویر دختر هفت ساله فقدانی افزود : با توجه به تجربه موفق پلیس و اصحاب رسانه درباره چنین پرونده‌هایی، دستور انتشار تصویر متعلق به این دختر فقدانی به درخواست پلیس و موافقت مقام قضایی صادر شده است.

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ از کلیه شهروندان که موفق به شناسایی فقدانی شده و اطلاعاتی در خصوص وی دارند خواست تا هرگونه اطلاعات خود را از طریق شماره تماس 51055511 در اختیار اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار دهند.
 



ایرج قادری درگذشت
نوشته شده در یکشنبه 17 اردیبهشت 1391
بازدید : 1168
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

ایرج قادری درگذشت

 

ایرج قادری کارگردان بازیگر و تهیه کننده سینمای ایران درگذشت.

 

به گزارش من وتو، ایرج قادری متولد ۱۳۱۴ تهران، دارای تحصیلات ناتمام در رشته پزشکی و داروسازی بود.

وی فعالیت سینمایی را سال ۱۳۳۴ با بازی در فیلم «چهار راه حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان آغاز کرد.

ایرج قادری در سال ۱۳۴۱ شرکت سینمایی «پانوراما» را تأسیس کرد.

در اردیبهشت ۱۳۹۱ به دلیل تشدید بیماری سرطان ریه در بیمارستان بستری شد و به دلیل همین بیماری در 16 اردیبهشت ماه دار فانی را وداع گفت.

من وتو درگذشت این هنرمند را به جامعه هنری کشور تسلیت می‌گوید.




ماجرای جالب عکسی که معروف ترین عکس دنیا شد!
نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت 1391
بازدید : 741
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf
روزی که چاک اورییر (Chuck O’Rear) در حال رانندگی برای ملاقات دوستش بود نمی‌دانست عکسی که در این مسیر از یک تاکستان میگیرد مشهورترین و به نوعی پربیننده ترین عکس دنیا خواهد شد. شاید بسیاری از افراد از کنار چنین منظره ای بگذرند و هیچ واکنشی نشان ندهند اما چاک اورییر این صحنه را دید و در یاد تاریخ ثبت کرد.
کد خبر: ۲۱۳۶۵۳
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۰ - ۱۶:۰۹

روزی که چاک اورییر (Chuck O’Rear) در حال رانندگی برای ملاقات دوستش بود نمی‌دانست عکسی  که در این مسیر از یک تاکستان میگیرد مشهورترین و به نوعی پربیننده ترین عکس دنیا خواهد شد. شاید بسیاری از افراد از کنار چنین منظره ای بگذرند و هیچ واکنشی نشان ندهند اما چاک اورییر این صحنه را دید و در یاد تاریخ ثبت کرد.


شاید بسیاری از شما این تصویر معروف که پس زمینه ویندوز مایکروسافت است را دیده باشید. بسیاری تصور میکنند این عکس یک تصویر دیجیتال ساختگی است اما واقعیت این است که چنین مکانی وجود دارد.


این عکس توسط چاک اورییر گرفته شده این عکاس سابق نشنال جئوگرافیک میگوید زمانی که از کنار این منظره میگذشتم ناگهان مسحور زیبایی ترکیب رتگ آسمان آبی و این تاکستان زیبا شدم، بی اختیار باآنکه خیلی عجله داشتم کنار جاده توقف کردم و با دوربینم که همواره همراه من است از این صحنه عکس گرفتم.


این عکس در روستای سونومای(Sonoma) شهر ناپا (napa )در شمال کالیفرنیا در سال ۲۰۰۳ گرفته شده است.





احساسات - داستان عاشقانه
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت 1391
بازدید : 597
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

پسر جوان پس از مدتها از منزل خارج شد . بیماری روحیه او را مکدر کرده بود . و حالا با اصرار مادرش به خیابان آمده بود . از کنار چند فروشگاه گذشت . ویترین یک فروشگاه بزرگ توجه او را به خود جلب کرد و وارد شد . در بخشی از فروشگاه که مخصوص موسیقی بود چشمش به دختر جوانی افتاد که فروشنده آن قسمت بود . دختر ی بود همسن خودش و لبخند مهربانی بر لب داشت . لبخند آن دختر به نظر خودش زیباترین چیزی بود که به عمر دیده بود! دختر نگاهی به او کرد و پرسید : - می توانم کمکتان کنم؟ در یک نگاه در وجودش علاقه ای را نسبت به او احساس کرد ولی هیچ عکس العملی از خود نشان نداد . فقط گفت : - من یک لوح موسیقی می خواهم . یکی را انتخاب کرد و به دست دختر داد دختر لوح را گرفت و با همان لبخند گفت : - میل دارید این را برایتان کادو کنم؟ و بدون این که منتظر جواب شود به پشت ویترین رفت و چند لحظه بعد بسته کادو پیچ شده را به پسر داد . . پسر جوان با کادویی که در دست داشت به خانه رفت و از آن روز به بعد هر روز به فروشگاه می رفت و یک لوح می خرید و دختر نیز لوح را کادو می کرد و به او می داد . پسر بارها خواست علاقه خود را به فروشنده جوان ابراز کند ولی نتوانست . مادرش که متوجه تغییر در رفتار پسر شده بود علت این پریشانی را از او جویا شد و وقتی متوجه علاقه او شد پیشنهاد کرد که این موضوع را به خود دختر بگوید و نظر او را هم بپرسد . ولی پسر نپذیرفت او هر بار که می خواست با دختر صحبت کند نمی توانست و فقط با خرید یک لوح خارج می شد . بیماری جوان کم کم شدیدتر می شد و او نمی توانست علاقه اش را به دختر ابراز کند . یک روز که به فروشگاه رفت فقط شماره تلفنش را روی کاغذ نوشت و روی ویترین گذاشت و خارج شد! و روز بعد دیگر به فروشگاه نرفت! چند روز گذشت و دختر از نیامدن پسرتعجب کرد و به یاد شماره تلفن افتاد و با منزل او تماس گرفت . مادر پسر جوان گوشی را برداشت و وقتی متوجه شد که او همان دختر فروشنده است با گریه گفت : - تو دیر تماس گرفتی!! ... پسر من دو روز پیش از دنیا رفت. دختر بسیار متاثر شد و از مادر نشانی اش را پرسید تا او را ببیند . وقتی به منزل پسر رسید از مادرش خواهش کرد که اتاق پسر را ببیند . در اتاق پسر انبوهی از لوحهای موسیقی روی هم چیده شده بود که کادوی آنها باز نشده بود!! مادر یکی از کادوها را باز کرد و با تعجب داخل آن یک یادداشت دید که رویش نوشته بود " تو پسر مودب و با شخصیتی هستی و اگر مایل باشی می توانیم با هم یک فنجان قهوه بخوریم . " یادداشت ازطرف دختر فروشنده بود . مادر بسته بعدی را باز کرد و باز هم همان یادداشت! مادر گفت : - پسرم به تو گفته بودم که اگر واقعا او را دوست داری احساسات را ابراز کن و بگذار او هم بداند که احساسی نسبت به او داری . ممکن است او هم به تو علا قمند و منتظر تو باشد .




عمه ی عطار نیشابوی
نوشته شده در شنبه 02 اردیبهشت 1391
بازدید : 699
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

خنده بازار
از طرف مدرسه به پسر داییم گفتن برو درباره “عمه ی عطار” تحقیق بنویس، کل فامیل رو بسیج کرده که درباره “عمه ی عطار” مطلب جمع کنن، آخرشم به هیچ جا نرسیدیم! اصلا هیچ منبعی درباره خانواده پدری عطار پیدا نمی‌شد.
زن داییم رفته مدرسه داد و بیدار که این چه تحقیقی به بچه مردم میدین! عمه ی عطار به چه درد بچه می‌خوره آخه!؟ مدیر مدرسه هم گفته خانم موضوع تحقیق اصلا “عمه ی عطار” نبوده “ائمه ی اطهار” بوده!!!




داستان کوتاه / شایعه
نوشته شده در شنبه 02 اردیبهشت 1391
بازدید : 1163
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

هواشناسی
اعضای قبیله سرخ پوست از رییس جدید می پرسند: «آیا زمستان سختی در پیش است؟»
رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میده «برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید»
بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: «آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟»
پاسخ: «اینطور به نظر میاد»،
پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «شما نظر قبلی تون رو تایید می کنید؟»
پاسخ: «صد در صد»،
رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر صرف کنند. بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟»
پاسخ: بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!
رییس: «از کجا می دونید؟»
پاسخ: «چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن




عشق و جنون
نوشته شده در شنبه 02 اردیبهشت 1391
بازدید : 2161
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

این داستان رو حتما بخونید

عشق




اندر احوالات تنبلی
نوشته شده در شنبه 02 اردیبهشت 1391
بازدید : 1493
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

عکس خنده دار

 




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران