پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
عریان کردن دختران بخاطر جلوگیری از تقلب !+عکس
نوشته شده در پنج‌شنبه 08 اردیبهشت 1390
بازدید : 1642
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

انحطاط فرهنگی و اخلاقی در کشورهای غیر اسلامی به قدری عمیق شده که گاهی شنیدن بدترین و عجیب ترین اخبار غیر اخلاقی و حیوان صفتانه هم تعجب برانگیز به نظر نمی رسد.

نمونه ای از جدیدترین رفتار غیر اخلاقی و حیوانی که این بار در کشور ژاپن رخ داده، اجبار دانش آموزان دختر به حضور کاملا عریان در جلسه امتحان است که به بهانه جلوگیری از تقلب در امتحان صورت گرفت.
شاید بتوان این نتیجه را گرفت که نبود دین که انسان را به رفتارهای غیر اخلاقی می کشاند، انسان را به یک حیوان یا فرد کاملا احمق تبدیل می کند، که نمونه عینی این مسأله را در اینجا مشاهده می کنیم.



هک فیس بوک نانسی عجرم توسط یک پسرایرانی+درخواست
نوشته شده در پنج‌شنبه 08 اردیبهشت 1390
بازدید : 1586
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

هک کردن فیس بوک نانسی عجرم توسط یک ایرانی

يك هكر ايراني كه خود را " فرهاد جمشيد پور " معرفي كرده صفحه فيس بوك نانسي عجرم خواننده مشهور لبناني را هك كرده و در آن پيام نوشته است.

جمشيد پور در مطلب خود كه در صفحه فيس بوك نانسي نوشته شده از اين خواننده لبناني درخواست كرده كه براي طرفداران پرشمار ايراني خود نيز ترانه ای بخواند.

اين هكر نوشته است: " اين صفحه از سوي من هك شده است. من فرهاد جمشيد پور از ايران هستم . شما طرفداران زيادي در ايران داريد. ما در ايران سايت هاي زيادي درباره نانسي داريم . من درخواستي از شما دارم . لطفا همانطور كه براي طرفداران خود در كويت و مصر خوانده ايد ، يك آهنگ نيزبراي طرفداران ايراني خود بخوانيد ".

صفحه نانسي عجرم در فيس بوك بيش از 1 ميليون و 600 هزار عضو دارد كه بيشتر از كشورهاي عربي و ديگر كشورهاي جهان هستند.
گفتني است اخيرا تبليغات يك دستمال كاغذي در ايران با نام نانسي به دليل استفاده زيركانه از نام اين خواننده مشهور لبناني متوقف شد .
عصر ایران



بازدید : 1790
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf
  دیدنی های امروز ارسال برای دوستان

سایت جهان به نقل از بی بی سی نوشت:

رامین پرچمی بازیگر جوان تلویزیون و سینمای ایران که بهمن‌ماه سال گذشته در تهران بازداشت شده بود طبق حکم دادگاه انقلاب اسلامی ایران به یکسال حبس محکوم شد.

عکس : بازیگر سینما و تلویزیون ایران به یک‌ سال زندان محکوم شد


گفتنه می‌شود وی در ناآرامی‌های ۲۵ بهمن سال ۸۹ در تهران شرکت کرده بود که در خیابان توسط مامورین امنیتی ایران دستگیر شد.

شایان ذکر است در ۲۵ بهمن ماه سال گذشته مخالفین حکومت ایران طی بیانیه رهبران جنبش سبز به خیابان‌های مرکزی شهر تهران آمده بودند که این تظاهرات به درگیری میان معترضین و نیروهای امنیتی انجامید.

مقامات وزارت کشور دولت ایران تظاهرات در این روز را غیرقانونی اعلام کرده بودند. به همین علت دستگیرشدگان در این روز به احکام سنگین محکوم شدند.




عکسهای متفاوت مهتاب ‌کرامتی درپشت ‌صحنه " قهوه تلخ"
نوشته شده در پنج‌شنبه 08 اردیبهشت 1390
بازدید : 1633
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

  دیدنی های امروز ارسال برای دوستان

مهتاب ‌کرامتی درپشت ‌صحنه

مهتاب کرامتی و همینطور چند بازیگر و هنرمند دیگر از پشت صحنه سریال پربیننده قهوه تلخ بازدید کردند.
فارس سینما: علاقه شدید بازیگران سینما و تلویزیون به سریال قهوه تلخ نیز شروع شده و همین امر باعث شد مهتاب کرامتی نیز به دیدن عوامل قهوه تلخ برود.



مهتاب کرامتی و همینطور چند بازیگر و هنرمند دیگر از پشت صحنه سریال پربیننده قهوه تلخ بازدید کردند و علاقه خود را نسبت به دیدن و ساخت این سریال بازگو کردند.




کاکا و این دختر کوچولوی زیبا / عکس
نوشته شده در پنج‌شنبه 08 اردیبهشت 1390
بازدید : 1412
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

 این دختر کوچولوی زیبا ، بهانه ای است که کاکا قول داده به خاطرش می خواهد در ال کلاسیکو پیروز باشد.

کاکا




عکس های 7 جوانی که قرار است اعدام شوند
نوشته شده در پنج‌شنبه 08 اردیبهشت 1390
بازدید : 1531
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf
روز گذشته رسانه‌های بحرینی حامی رژیم آل خلیفه اعلام کرده‌اند که این رژیم تلاش می‌کند گروهی از شیعیان قیام کننده را که در درگیری‌های چند روز پیش باعث به هلاکت رسیدن دو نیروی پلیس بحرین شدند، به اعدام محکوم کند.
جوانان و مبارزان بحريني امروز در دادگاه نظامی بحرین حاضر می‌شوند وحکم اعدام آنان صادر خواهد شد.
 
به گزارش جهان، در بحرین در طول حکومت رژیم بحرین هیچ‌گاه حکم اعدام ثبت نشده و این اولین باری است که حکم اعدام برای مبازان بحرینی صادر می‌شود.

روز گذشته رسانه‌های بحرینی حامی رژیم آل خلیفه اعلام کرده‌اند که این رژیم تلاش می‌کند گروهی از شیعیان قیام کننده را که در درگیری‌های چند روز پیش باعث به هلاکت رسیدن دو نیروی پلیس بحرین شدند، به اعدام محکوم کند.

در همین رابطه گزارش شد: دادستان نظامی بحرین عزم خود را جزم کرده که از دادگاه عالی این کشور حکم اعدام چند قیام کننده که توسط نیروهای پلیس بازداشت شده‌اند را بگیرد. تعداد این افراد بازداشت شده که به دست داشتن در کشته شدن این دو نیروی پلیس متهم هستند، هفت نفر است.

جوانان بحرینی

همچنین دادستان نظامی بحرین تلاش می‌کند به دادگاه عالی این کشور ثابت کند که اقدام این هفت نفر اقدامی تروریستی بوده است.

گفتنی است، این اقدام در حالی انجام می‌شود که نیروهای امنیتی و پلیس رژیم بحرین با حمایت و پشتیبانی کامل نیروهای اشغالگر عربستان سعودی تاکنون ده‌ها شهروند معترض را به شهادت رسانده و زخمی کرده‌اند و تعداد زیادی را نیز ربوده‌اند که سرنوشتان نامعلوم است.



چطور بفهمیم که پسر فقط با یک دختر..
نوشته شده در پنج‌شنبه 08 اردیبهشت 1390
بازدید : 1607
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

از کجا بفهمیم که یک پسر وجودش عشق و علاقه و محبت نسبت به دختر دارد و فقط با وی است؟
فهمیدن این مسئله به خصوص برای دختران جوان مشکل است. مشکل از دو جهت ناشی می‌شود:
یک جهت مربوط به دختر می‌شود و دیگری مربوط به پسر.
برای دختر از این جهت مشکل است که چون احساسات و عواطف در او رقیق، لطیف، صادقانه و شدید است، با اظهار عشق و دوستی توسط پسر، زود تحت تأثیر قرار می‌گیرد، به خصوص اگر از نظر عاطفی در خانواده یا جامعه، یا میان دوستان احساس کمبود نماید، یا کمبود داشته باشد.
تحت تأثیر قرار گرفتن، موجب می‌شود که نتواند قضاوت درستی از عشق و علاقه پسر داشته باشد و به عمق درون او راه یابد.
جهت دیگر رفتارهای ساختگی پسران است. اغلب پسران به خاطر غریزه و کشش جنسی تمایل به برقراری ارتباط دارند و برای این که به این هدف بهتر دست یابند، اظهار عشق و دوستی می‌کنند. همه پسران در ارتباط اوّل، اوّلین سخن‌شان این است که تنها عاشق او شده است و به کسی غیر از او علاقه و عشق، یا رابطه ندارد، اما مطمئناً نمی‌تواند همه آنها درست باشد.
پسران با آگاهی از نقطه ضعف عاطفی و احساس دختران و هرچه نزدیک‌تر شدن به آنها و ایجاد ارتباط، در اظهار دوستی‌ها و عشق‌ها ترفندهایی به کار می‌برند و غالباً دختران را فریفته و عاشق خود می‌سازند.
اما راهکار صحیح شناخت:
بهترین راه شناخت صداقت آن است که
اوّلاً: دختران، خودشان برای شناخت اقدام نکنند. از راه غیر مستقیم، خانواده، دوستان خود یا پسر یا محل زندگی و محل کار و... این آگاهی را کسب کنند.
دوم: پسر سعی در طولانی کردن ارتباط و نزدیک کردن خود به دختر را نداشته باشد.
پس از آشنایی اولیه و مختصر، در اولین فرصت اقدام به خواستگاری کند، نه این که با وعده خواستگاری بخواهد ارتباط را نزدیک‌تر کند. اگر شرایط ازدواج را نداشت، خودش زود ارتباط ببُرد.

منبع : fanavari-it.ir




امام زین العابدین و مرد دلقك
نوشته شده در پنج‌شنبه 08 اردیبهشت 1390
بازدید : 2071
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf


در مدینه مرد دلقكى بود كه با رفتار خود مردم را مى خندانید، ولى خودش ‍ مى گفت :
من تاكنون نتوانسته ام این مرد ((على بن حسین )) را بخندانم .
روزى امام به همراه دو غلامش رد مى شد، عباى آن حضرت را از دوش ‍ مباركش برداشت و فرار كرد! امام به رفتار زشت او اهمیت نداد. غلامان عبا را از آن مرد گرفته و بر دوش حضرت انداختند.
امام پرسید:
این شخص كیست ؟
گفتند:
دلقكى است كه مردم را با كارهایش مى خنداند.
حضرت فرمود:
به او بگویید: ((ان لله یوما یخسر فیه المبطلون )) خدا را روزى است كه در آن روز بیهوده گران به زیان خود پى مى برند 




پیرمرد و دختر
نوشته شده در پنج‌شنبه 08 اردیبهشت 1390
بازدید : 1897
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- جون قشنگ نیستم .
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!




دختر فداکار
نوشته شده در پنج‌شنبه 08 اردیبهشت 1390
بازدید : 2102
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

همسرم با صدای بلندی کفت : تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فروکنی؟ میشه بیای و به
دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟

روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم.

تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود.

ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت.

آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود.

گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟

فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت:

باشه بابا، می خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو می خوردم. ولی شما باید.... آوا مکث کرد.

بابا، اگر من تمام این شیر برنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟

دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم، قول میدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم.

ناگهان مضطرب شدم. گفتم، آوا، عزیزم، نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی.
بابا از اینجور پولها نداره. باشه؟

نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمی خوام.

و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو فرو داد.

در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن
عصبانی بودم.

 وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج میزد.

همه ما به او توجه کرده بودیم. آوا گفت، من می خوام سرمو تیغ بندازم. همین یکشنبه.

تقاضای او همین بود.

همسرم جیغ زد و گفت: وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟ غیرممکنه. نه در خانواده ما. و مادرم با صدای گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با این برنامه های تلویزیونی داره کاملا نابود میشه.


گفتم، آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟ ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم.
خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟

سعی کردم از او خواهش کنم. آوا گفت، بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود؟

آوا اشک می ریخت. و شما بمن قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی. حالا می خوای بزنی زیر قولت؟

حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم: مرده و قولش.

مادر و همسرم با هم فریاد زدن که، مگر دیوانه شدی؟

آوا، آرزوی تو برآورده میشه.

آوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود .

صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشائی بود. آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد. من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم.

در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت، آوا، صبر کن تا من بیام.

چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه.

خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت، دختر شما، آوا، واقعا
فوق العاده ست. و در ادامه گفت، پسری که داره با دختر شما میره پسر منه.


اون سرطان خون داره. زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه. در تمام ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه بیاد. بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی تمام موهاشو از دست داده.


نمی خواست به مدرسه برگرده. آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن
مسخره ش کنن .

آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها رو بده. اما، حتی فکرشو هم
نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه .

آقا، شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین.

سر جام خشک شده بودم. و... شروع کردم به گریستن. فرشته کوچولوی من، تو بمن درس دادی که فهمیدم عشق واقعی یعنی چی؟

خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن.


 

 




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران