پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
آرايــشگر و ژوليــده
نوشته شده در دوشنبه 05 اردیبهشت 1390
بازدید : 2053
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

روزي فردي به آرايشگاه رفت تا موهاي خود را مرتب كند. هنگامي كه نوبت به او رسيد روي صندلي، مقابل آينه نشست، آرايشگر كار خود را آغاز كرد و طبق معمول سر صحبت بين آرايشگر و مشتري باز شد و از هر دري سخني گفته شد تا اين‌كه كار به اعتقاد به خدا و دين و مذهب كشيد.

در اين هنگام آرايشگر گفت راستش من كه به خدا اعتقادي ندارم، چون اگر آن طور كه بعضي‌ها مي‌گويند خدايي مهربان و حكيم و عادل بر اين جهان حكومت مي‌كرد، اين ‌همه فقر و گرسنگي و بيماري، و ظلم و گرفتاري وجود نمي‌داشت.

مشتري كه مردي معتقد و دين‌دار بود از پاسخ درماند و سكوت اختيار كرد و تا آخر سخني نگفت.

در پايان كار وقتي مي‌خواست از آرايشگاه خارج شود ناگهان در آن سوي خيابان چشمش به مردي با موهاي ژوليده و ريشي نامرتب افتاد، ناگهان فكري به ذهنش خطور كرد، به داخل برگشت و به آرايشگر گفت: ببخشيد مي‌توانم سؤالي از شما بپرسم؟

آرايشگر گفت: بله، بفرماييد!

[colo=#0000CDr]و مشتري پرسيد: به نظر شما در اين شهر اصلاً آرايشگاهي وجود دارد؟![/color]

مرد آرايشگر با تعجب نگاهي به مشتري انداخت و گفت پس مي‌فرماييد اين‌جا كجاست؟!!! مگر آرايشگاه نيست؟!!!

مشتري گفت: اگر اين طور است پس آن مرد كه آن طرف خيابان نشسته چرا سر و وضع چنين ژوليده‌اي دارد؟

آرايشگر از پشت پنجره نگاهي به آن سوي خيابان انداخت و سپس با نگاهي عاقل اندر سفيه و با لحني حق به‌جانب به مشتري گفت: اين ديگر چه حرفي است؟!!! هر آدم عاقلي اين را مي‌فهمد كه وضع آشفته‌ي آن مرد دليلي بر نبود آرايشگاه، نمي‌شود، مشكل در اين‌‌جاست كه او به آرايشگاه مراجعه نكرده است!

آن وقت مرد مشتري گفت: پس اگر مردم هم گرفتارند، اگر فقر و گرسنگي، و ظلم و بيماري هست، معنايش اين نيست كه خدايي وجود ندارد، بلكه وجود همه‌ي اين مشكلات به اين دليل است كه مردم از خداوند غافل شده‌اند و براي حل معضلاتشان به او مراجعه نمي‌كنند!





مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران