پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
داستان خواندنی ازدواج یوسف و زلیخا
نوشته شده در شنبه 25 تیر 1390
بازدید : 980
نویسنده : xn--mgbmgg3hbb0bf

داستان خواندنی ازدواج یوسف و زلیخا


داستان خواندنی ازدواج یوسف و زلیخا

داستان خواندنی ازدواج یوسف و زلیخا

 

هنگامى كه حضرت یوسف علیه السلام به سلطنت مصر رسید، چون در سالهاى قحطى عزیز مصر فوت كرده بود زلیخا كم كم فقیر گردید، چشمانش ‍ كور شد، به علت فقر و كورى بر سر راه مى نشست و از مردم براى گذران خود گدایى مى كرد

 

به او پیشنهاد كردند، خوب است از ملك بخواهى به تو عنایتى كند سالها خدمت او مى كردى . شاید به پاس خدمات و محبتهاى گذشته به رحم نماید.

 

ولى باز هم عده اى او را از این كار منع مى كردند كه ممكن است به واسطه عشق ورزى و هوى پرستى اى كه نسبت به او داشتى تا به زندان افتاد و آن همه رنج كشید خاطرات گذشته برایش تجدید شود و تو را كیفر نماید.

 

زلیخا گفت : یوسفى را كه من مى شناسم آن قدر كریم و بردبار است كه هرگز با من آن معامله را نخواهد كرد. روزى بر سر راه او بر یك بلندى نشست .

 

هر وقت حضرت یوسف علیه السلام خارج مى شد جمعیت كثیرى از رجال و بزرگان مصر با او همراه بودند زلیخا همین كه احساس كرد یوسف نزدیك او رسید گفت :


سبحان من جعل الملوك عبیدا بمعصیتهم و العبید ملوكا بطاعتهم ، پاك و منزه است خداوندى كه پادشاهان را به واسطه نافرمانى بنده مى كند و بندگان را بر اثر اطاعت و فرمان بردارى پادشاه مى نماید

 

یوسف علیه السلام پرسید: تو كیستى گفت : همان كسى كه از جان تو را خدمت مى كرد و آنى از یاد تو غافل نمى شد هوا پرست بود، به كیفر اعمال بد خود به این روز افتاده كه از مردم براى گذران زندگى گدایى مى كند كه برخى به او ترحم مى كنند و برخى نمى كنند. بعد از عزیز اولین شخص مصر بود و اینك ذلیلترین افراد، این است جزاى گنهكاران .

 

یوسف گریه كرد و بعد پرسید:


آیا هنوز چیزى از عشق و علاقه نسبت به من در قلبت باقى مانده ؟ گفت : آرى ، به خداى ابراهیم قسم ، یك نگاه به صورت تو، بیش از تمام دنیا براى من ارزش دارد كه سطح آن را طلا و نقره گرفته باشند.

 

یوسف پرسید: زلیخا چه تو را به این عشق واداشت ؟ گفت : زیبایى تو. یوسف گفت : پس چه خواهى كرد اگر پیامبر آخرالزمان را ببینى كه از من زیباتر و خوش خوتر و با سخاوت تر است كه نامش محمد صلى الله علیه و آله است ؟ زلیخا گفت : راست مى گویى .

 

یوسف علیه السلام پرسید تو كه او را ندیده اى ، از كجا تصدیق مى كنى ؟ گفت همین كه نامش را بردى محبتش در قلبم واقع شد. خداوند به یوسف وحى كرد زلیخا راست مى گوید ما نیز او را به واسطه علاقه و محبتى كه به پیامبر ما محمد صلى الله علیه و آله دارد، دوست داریم و به این خاطر تو با زلیخا ازدواج كن . آن روز یوسف به زلیخا چیزى نگفت و رفت .

 

روز بعد به وسیله شخصى به او پیغام داد كه آیا میل دارى تو را به ازدواج خود درآورم . زلیخا گفت : مى دانم كه ملك مرا مسخره مى نماید، آن وقت كه جوان و زیبا بودم مرا از خود دور كرد، اكنون كه پیرو بینوا و كور شده ام مرا مى گیرد؟!

 

حضرت یوسف علیه السلام دستور داد آماده ازدواج شود و به گفته خود وفا كرد شبى كه خواست عروسى كند به نماز ایستاد، دو ركعت نماز خواند خدا را به اسم اعظمش قسم داد. خداوند جوانى و شادابى زلیخا را به او باز گرداند،


چشمانش شفا یافت ، مانند همان زمانى كه به او عشق مى ورزید، در آن شب یوسف او را دخترى بكر یافت ، خداوند دو پسر از زلیخا به یوسف داد، با هم به خوشى زندگى كردند تا مرگ بین آنها جدایى انداخت .

 

هنگامى كه یوسف علیه السلام مالك خزاین زمین شد با گرسنگى بسر مى برد و نان جو مى خورد، به او مى گفتند با این كه خزینه هاى زمین در دست توست به گرسنگى مى گذرانى ؟ مى گفت مى ترسم سیر شوم و گرسنگان را فراموش نمایم.

 




مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
سجاد در تاریخ : یکشنبه 07 دی 1404 - - گفته است :
امير واست آپ كردم

راستي چرا وبلاگمونو باز ميكنم تبليغات كليكي اصلا نميان؟؟؟

/images/anymous.png
محسن در تاریخ : یکشنبه 07 دی 1404 - - گفته است :
سلام

افزایش بازدید های خود را به ما بسپارید . ما با پشتوانه ی بیش از 100 وبسایت که همگی لینک های همدیگر را در وبسایت هایشان با استفاده از لینک باکس ما نمایش می دهند می توانیم آمار بازدید های وبلاگ شما را افزایش دهیم آمار روزانه ی ما معمولا بیش از 20000 در روز است صحت آمار ما را شمارشگرهای بدون رمز ما گواهی می دهند . 4 لینک قابل ویرایش و قابل تعویض توسط خودتان به شما داده می شود به این ترتیب در بیش از 100 سایت و وبلاگ 4 لینک می توانید داشته باشید این فوق العاده است ! شما اگر از یکی از دوستان خود بخواهید که 4 لینک شما را در وبلاگش قرار دهد آیا به این راحتی قبول می کند ؟ اگر هم قبول کند چند بار حاضر است که آن ها را با لینک های جدید شما تعویض کند ؟

در حالیکه اگر عضو لینک باکس ما شوید بدون التماس و خواهش و تمنا ، به جای یک وبلاگ ، می توانید در بیش از 100 سایت و وبلاگ لینک داشته باشید و هر موقع که خواستید آن ها را ویرایش کنید یعنی عنوان آنها را عوض کنید و یا آن ها را با لینک های جدید وبلاگتان جایگزین کنید

عضویت در لینک باکس ما هیچ هزینه ای ندارد فقط باید کد لینک باکس را به انتهای قالب وبلاگتان اضافه کنید و یک اکانت برای خودتان ایجاد کنید . اگر راضی نبودید به همین راحتی که کد را گذاشتید می توانید آن را بردارید فقط پیشنهاد می کنم حتما 4 لینک بفرستید و حداکثر یک هفته صبر کنید

با تشکر

مدیریت لینک باکس افزایش بازدید محسن باکس

http://www.mohsenbox.com



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران